
جنگی که از خلیج فارس جلوتر رفت؛ آیا درگیری ایران و آمریکا وارد فاز «فرسایش منطقهای بلندمدت» شده است؟

اعلام وضعیت اضطراری هواپیمای آمریکایی نزدیک تنگه هرمز؛ پیام این پرواز چیست؟
صفحه سیاست-
بر اساس گزارشهای منتشرشده، یک فروند هواپیمای هشدار زودهنگام آمریکایی هنگام پرواز در نزدیکی خلیج فارس و تنگه هرمز، کد اضطراری 7700 را فعال کرده است. این کد در هوانوردی به معنای اعلام یک وضعیت اضطراری عمومی است و به خودی خود نشان نمیدهد که هواپیما با چه نوع مشکلی مواجه شده است.
دادههای پروازی نشان میدهد این هواپیما پس از اعلام وضعیت اضطراری، ارتفاع خود را از بیش از ۶۷۰۰ متر به حدود ۵۴۰۰ متر کاهش داده و سپس مسیر خود را به سمت غرب تغییر داده است.
همین تغییرات باعث شده این پرواز در مرکز توجه قرار بگیرد؛ چراکه تنگه هرمز در شرایط فعلی تنها یک مسیر مهم تجاری و انرژی نیست، بلکه یکی از اصلیترین نقاط رقابت و نمایش قدرت میان بازیگران منطقهای و فرامنطقهای نیز محسوب میشود. همزمانی پرواز هواپیماهای سوخترسان آمریکا
نکته قابل توجه دیگر، حضور همزمان سه فروند هواپیمای سوخترسان آمریکایی از نوع KC-46A پگاسوس در محدوده تنگه هرمز و امارات است.
هواپیماهای سوخترسان نقش مهمی در افزایش برد عملیاتی جنگندهها و دیگر هواپیماهای نظامی دارند و حضور آنها معمولاً به معنای افزایش توان ماندگاری هواگردها در آسمان منطقه است. البته صرف حضور این هواپیماها نمیتواند به تنهایی به معنای آمادگی برای یک عملیات نظامی مشخص تلقی شود.
با این حال، قرار گرفتن پرواز اضطراری یک هواپیمای هشدار زودهنگام در کنار فعالیت هواپیماهای سوخترسان، از منظر تحلیلی اهمیت دارد؛ زیرا نشان میدهد فعالیتهای هوایی آمریکا در این محدوده همچنان قابل توجه است. چرا هواپیمای هشدار زودهنگام اهمیت دارد؟
هواپیماهای هشدار زودهنگام برای شناسایی و رصد تحرکات هوایی و ایجاد تصویر عملیاتی از فضای اطراف مورد استفاده قرار میگیرند. این هواپیماها در عملیاتهای هوایی، نقش یک مرکز فرماندهی و نظارت پرنده را ایفا میکنند و اطلاعات جمعآوریشده توسط آنها میتواند در تصمیمگیری سایر واحدهای هوایی مؤثر باشد.
به همین دلیل، هرگونه تغییر غیرعادی در مسیر یا ارتفاع چنین هواپیمایی، بهویژه در منطقهای مانند خلیج فارس، میتواند مورد توجه ناظران قرار گیرد؛ هرچند بدون اطلاعات رسمی درباره علت اعلام وضعیت اضطراری، نمیتوان درباره منشأ یا ماهیت این وضعیت با قطعیت اظهار نظر کرد. آیا این حادثه نشانه یک تهدید نظامی است؟
در حال حاضر، شواهد کافی برای نتیجهگیری درباره وقوع یک حادثه امنیتی یا نظامی وجود ندارد. فعال شدن کد 7700 میتواند دلایل مختلفی داشته باشد و الزاماً به معنای مواجهه هواپیما با تهدید خارجی نیست.
از سوی دیگر، شرایط راهبردی تنگه هرمز باعث میشود چنین رویدادهایی با حساسیت بیشتری دنبال شوند. این آبراه یکی از مهمترین مسیرهای انتقال انرژی جهان است و هرگونه افزایش فعالیت نظامی در اطراف آن میتواند پیامدهایی فراتر از یک پرواز عادی داشته باشد.
بنابراین، اهمیت اصلی این رویداد در حال حاضر نه در نتیجهگیری شتابزده درباره علت وضعیت اضطراری، بلکه در تصویر بزرگتر فعالیتهای نظامی آمریکا در اطراف تنگه هرمز است. تنگه هرمز؛ نقطهای که هر پرواز در آن اهمیت دارد
تنگه هرمز طی سالهای اخیر به یکی از مهمترین نقاط در معادلات امنیتی خاورمیانه تبدیل شده است. حضور مستمر نیروهای آمریکایی در منطقه، در کنار حساسیت ایران نسبت به تحرکات نظامی در نزدیکی آبهای سرزمینی خود، موجب شده هرگونه افزایش فعالیت هوایی و دریایی در این محدوده با دقت بیشتری رصد شود.
از این منظر، اعلام وضعیت اضطراری یک هواپیمای آمریکایی را باید در چارچوب مجموعهای از تحرکات نظامی و امنیتی در منطقه بررسی کرد، نه به عنوان یک اتفاق منفرد.
تا زمانی که علت فعال شدن کد 7700 و جزئیات دقیق این پرواز از سوی منابع رسمی مشخص نشود، هرگونه ارتباط دادن این حادثه با یک اقدام نظامی یا امنیتی مشخص، صرفاً در حد گمانهزنی خواهد بود. با این حال، همزمانی این پرواز با حضور هواپیماهای سوخترسان آمریکایی بار دیگر نشان میدهد که آسمان اطراف تنگه هرمز همچنان یکی از حساسترین عرصههای رقابت و رصد نظامی در منطقه است.
ادعای حمله موشکی امارات؛ سناریوی آمریکا برای تخریب روابط ایران با همسایگان
صفحه سیاست-
در میانه هفته گذشته، ارتش امارات مدعی شد دو موشک بالستیک را شناسایی و رهگیری کرده و این موشکها از سوی ایران شلیک شدهاند. ابوظبی بدون ارائه جزئیات روشن درباره مسیر پرواز یا اهداف احتمالی موشکها، در ادامه اعلام کرد روابط تجاری و مالی خود با ایران را متوقف خواهد کرد.
این ادعا با واکنش فوری تهران مواجه شد. اسماعیل بقائی، سخنگوی وزارت امور خارجه، اتهام امارات را کاملاً مردود دانست و آن را اقدامی خلاف حسن همجواری و تلاشهای جاری برای تقویت اعتماد میان کشورهای منطقه عنوان کرد.
نکته مهم در این میان، فاصله کوتاه میان طرح ادعای حمله موشکی و اعلام تصمیم اقتصادی امارات است؛ فاصلهای که از نگاه منتقدان میتواند نشانهای از پیوند میان یک روایت امنیتی و تصمیم سیاسی و اقتصادی باشد. آمریکا و سناریوی تخریب روابط ایران با همسایگان
رضا میرابیان، سفیر پیشین ایران در کویت و تحلیلگر مسائل غرب آسیا، معتقد است تحولات اخیر امارات را نمیتوان جدا از فضای منطقهای پس از جنگ اخیر بررسی کرد.
از نگاه او، آمریکا پس از آنکه در جنگ نتوانست به اهداف موردنظر خود دست پیدا کند، به سمت ایجاد آشفتگی در روابط ایران با کشورهای همسایه حرکت کرده است. در این چارچوب، طرح اتهامات علیه ایران میتواند با هدف کاهش اعتماد میان تهران و پایتختهای عربی و ایجاد زمینه برای فشارهای بیشتر انجام شود.
میرابیان همچنین حوادثی را که به گفته او در اقلیم کردستان عراق و امارات رخ داده، در چارچوب عملیات موسوم به «پرچم دروغین» تحلیل میکند؛ ادعایی که البته نیازمند بررسی مستقل شواهد و اطلاعات موجود است و نباید صرفاً بر مبنای اظهارات طرفهای درگیر درباره آن قضاوت کرد. تصمیم امارات چقدر مستقل از واشنگتن است؟
یکی از پرسشهای اصلی درباره رفتار ابوظبی این است که آیا توقف روابط اقتصادی با ایران تصمیمی مستقل بوده یا تحت تأثیر فشارهای آمریکا و ملاحظات امنیتی واشنگتن اتخاذ شده است.
میرابیان معتقد است امارات در تصمیمات راهبردی منطقهای نمیتواند کاملاً جدا از آمریکا عمل کند و اقدامات اخیر را بخشی از یک طراحی بزرگتر میداند. از منظر این تحلیل، واشنگتن تلاش میکند کشورهای عربی منطقه را در موقعیتی قرار دهد که در صورت افزایش تنش با ایران، از سیاستهای آمریکا تبعیت کنند.
در مقابل، واقعیت روابط کشورهای عربی با ایران پیچیدهتر از یک دوگانه ساده «ایران ـ آمریکا» است. کشورهای حوزه خلیج فارس از یک سو به همکاریهای امنیتی با آمریکا وابستهاند و از سوی دیگر، ایران را به عنوان یک همسایه دائمی و بازیگری مهم در معادلات منطقهای نمیتوانند نادیده بگیرند. چرا کشورهای منطقه میان ایران و آمریکا گرفتار شدهاند؟
این وضعیت یک تناقض اساسی برای کشورهای منطقه ایجاد کرده است. آنها از یک طرف نمیخواهند روابط امنیتی و نظامی خود با آمریکا را از دست بدهند و از طرف دیگر، میدانند که جغرافیای سیاسی منطقه قابل تغییر نیست و ایران همچنان یکی از بازیگران اصلی خلیج فارس و غرب آسیا خواهد بود.
میرابیان با اشاره به همین مسئله میگوید کشورهای منطقه به این واقعیت واقفاند که «ایران ماندنی و آمریکا رفتنی است»، اما کاهش وابستگی به واشنگتن فرآیندی زمانبر خواهد بود.
این نگاه را میتوان یکی از مهمترین مؤلفههای سیاست خارجی کشورهای عربی در سالهای اخیر دانست؛ سیاستی که در آن تلاش برای حفظ رابطه با آمریکا، همزمان با گسترش مناسبات با قدرتهای دیگری مانند چین و روسیه و مدیریت روابط با ایران دنبال میشود. کاهش نقش اقتصادی امارات در تعاملات ایران
در بخش اقتصادی نیز میرابیان معتقد است نقش امارات در مناسبات مالی ایران نسبت به گذشته کاهش یافته و تهران در ماههای اخیر تلاش کرده بخشی از مسیرهای تجاری و مالی خود را به دیگر کشورهای همسایه منتقل کند.
اگر چنین روندی ادامه پیدا کند، فشار اقتصادی ناشی از تصمیمهای ابوظبی الزاماً به معنای توقف کامل تجارت منطقهای ایران نخواهد بود؛ بلکه میتواند به بازآرایی مسیرهای تجاری و افزایش نقش سایر همسایگان منجر شود.
به همین دلیل، تصمیم امارات را باید همزمان از دو زاویه بررسی کرد؛ نخست به عنوان یک اقدام سیاسی در واکنش به ادعای امنیتی اخیر و دوم به عنوان بخشی از روند تغییر مسیرهای اقتصادی ایران در منطقه. آیا عملیات «پرچم دروغین» به ابزار جنگ روایتها تبدیل شده است؟
یکی از مهمترین ابعاد تحولات اخیر، جنگ روایتهاست. در شرایطی که یک حادثه امنیتی میتواند در مدت کوتاهی به بحران سیاسی تبدیل شود، نحوه روایت حادثه گاهی به اندازه خود حادثه اهمیت پیدا میکند.
ایران با رد اتهام امارات، از کشورهای منطقه خواسته است از اتهامزنی بدون ارائه شواهد خودداری کنند. در مقابل، ابوظبی نیز ادعای خود را در چارچوب ملاحظات امنیتی مطرح کرده است.
در چنین شرایطی، هرگونه نسبت دادن یک حمله یا حادثه امنیتی به یک کشور، بدون انتشار شواهد قابل بررسی، میتواند به افزایش سوءظن و تشدید فضای بیاعتمادی منجر شود؛ همان عاملی که در نهایت میتواند روابط میان کشورهای منطقه را تحت تأثیر قرار دهد. آیا حضور آمریکا در منطقه در حال تغییر است؟
میرابیان در بخش دیگری از تحلیل خود بر کاهش توان و نفوذ آمریکا در منطقه تأکید کرده و معتقد است کشورهای خلیج فارس باید در ارزیابی خود از کارآمدی حضور نظامی آمریکا تجدیدنظر کنند.
او همچنین به خرید تجهیزات دفاعی از کشورهای آسیایی توسط برخی کشورهای منطقه اشاره میکند و آن را نشانهای از تلاش برای متنوع کردن منابع تسلیحاتی میداند.
با این حال، حتی اگر کشورهای منطقه به سمت تنوعبخشی به شرکای امنیتی خود حرکت کنند، به نظر میرسد خروج کامل آمریکا از معادلات امنیتی خلیج فارس در کوتاهمدت اتفاقی محتمل نیست. پایگاههای نظامی، همکاریهای اطلاعاتی، قراردادهای تسلیحاتی و روابط سیاسی چند دههای، شبکهای از وابستگی ایجاد کرده که تغییر آن به زمان نیاز دارد. فرافکنی؛ تلاش برای حفظ تصویر قدرت آمریکا
از نگاه میرابیان، فشارهای رسانهای و امنیتی اخیر بخشی از تلاش واشنگتن برای حفظ تصویر قدرت خود در منطقه است؛ بهویژه در شرایطی که هزینههای نظامی و سیاسی حضور آمریکا افزایش یافته و توانایی این کشور برای تحمیل اراده خود با چالشهایی مواجه شده است.
در این چارچوب، ایجاد نگرانی درباره تهدید ایران، برجسته کردن حوادث امنیتی و متهم کردن تهران میتواند به آمریکا امکان دهد نقش خود را به عنوان تأمینکننده امنیت منطقه توجیه کند.
اما مسئله مهمتر این است که چنین رویکردی اگر با افزایش بیاعتمادی میان کشورهای منطقه همراه شود، میتواند دقیقاً برخلاف روندی باشد که در سالهای اخیر برای کاهش تنش و توسعه روابط همسایگی شکل گرفته است. آینده روابط ایران و کشورهای خلیج فارس چه خواهد شد؟
تحولات اخیر نشان میدهد روابط ایران با کشورهای عربی منطقه همچنان در معرض فشارهای خارجی قرار دارد. از یک سو، تهران تلاش میکند روابط همسایگی و اقتصادی خود را حفظ کند و از سوی دیگر، آمریکا و متحدانش همچنان از ابزارهای امنیتی و سیاسی برای اثرگذاری بر معادلات منطقه استفاده میکنند.
در این شرایط، مهمترین چالش برای کشورهای منطقه جلوگیری از تبدیل حوادث امنیتی به بحرانهای سیاسی و اقتصادی است. هر اندازه تصمیمهای راهبردی بر اساس شواهد روشن، گفتوگو و سازوکارهای منطقهای اتخاذ شود، امکان سوءاستفاده بازیگران خارجی از اختلافات میان همسایگان کاهش خواهد یافت.
ادعای اخیر امارات، صرفنظر از صحت یا نادرستی روایتهای مطرحشده درباره منشأ موشکها، یک واقعیت مهم را دوباره آشکار کرده است: خلیج فارس همچنان صحنه رقابت میان بازیگران منطقهای و فرامنطقهای است و هر حادثه امنیتی میتواند به ابزاری برای بازتعریف موازنه سیاسی تبدیل شود. از همین رو، حفظ کانالهای ارتباطی میان ایران و همسایگان و جلوگیری از شکلگیری روایتهای شتابزده، میتواند یکی از مهمترین عوامل جلوگیری از بازگشت منطقه به چرخه تازهای از تنش باشد.
الجزیره: کشتیها در تنگه هرمز از دستورات آمریکا سرپیچی میکنند نه ایران
به گزارش جماران، بخش انگلیسیزبان شبکه خبری الجزیره در گزارشی با بررسی آمارها به بررسی این پرداخته که کشتیها هنگام عبور از تنگه هرمز بیشتر فرامین کدام کشور (ایران یا آمریکا) را رعایت میکنند.
طبق این گزارش، دادههای شرکت تحلیل اطلاعات دریانوردی «کِپلِر» نشان میدهد که بین ۱ تا ۱۹ اوت، ۱۱۲ فروند شناور حامل نفت خام، گاز مایع و گاز طبیعی مایع از تنگه هرمز عبور کردهاند.
از میان این نفتکشها و شناورها، ۲۱ فروند به طور آشکار از مسیر ایرانی در تنگه هرمز عبور کردهاند و تنها دو فروند به طور رسمی از مسیر عمانی استفاده کردهاند.
همچنین دادههای شرکت کپلر نشان میدهد که در مجموع ۲۳۶ فروند کشتی بین ۱ تا ۱۹ اوت از تنگه هرمز عبور کردهاند. این آمار علاوه بر شناورهای نفتی و گازی، شامل کشتیهای حامل کالاهای فله و مواد شیمیایی نیز میشود.
از این تعداد، ۸۳ فروند به طور آشکار از مسیر ایرانی، تنها ۳ فروند از مسیر عمانی و ۲ فروند از مسیر پیش از جنگ (از مرکز تنگه) استفاده کردهاند.
با وجود محاصره دریایی آمریکا که توسط قدرتمندترین نیروی دریایی جهان پشتیبانی میشود، یک پنجم تمام کشتیهای حامل انرژی با بیتوجهی به تهدیدات ترامپ، به طور آشکار از مسیر ایرانی از هرمز عبور کردهاند. این رقم با احتساب کشتیهای حامل کالاهای فله و مواد شیمیایی، به ۳۵ درصد از کل شناورها میرسد.
در مقابل، تنها دو کشتی نفتی و گازی، و در مجموع چهار شناور، به طور علنی از مسیری غیر از مسیر تعیینشده توسط ایران استفاده کردهاند.
الجزیره نوشته این دادهها و واقعیتها به ما نشان میدهند که شناورها بیشتر تمایل به سرپیچی از دستورات کدام قدرت دارند و از خشم کدام طرف بیشتر میترسند.
فضاسازی آکسیوس و سیانان
با وجود این، بعد از انتشار آمارهای جدید شرکت کپلر در هفته گذشته دو رسانه جریان اصلی آمریکا تلاش کردند با استناد به آمارهای مبهم شکست دولت ایالات متحده مقابل ایران در تنگه هرمز را پنهان کنند.
آکسیوس که از رسانههای نزدیک به منابع اطلاعاتی و نظامی آمریکا و اسرائیل است روز گذشته در گزارشی مدعی شده بود که ارتش آمریکا با ایجاد یک کریدور جنوبی مخفی در تنگه هرمز روزانه حدود 10 میلیون بشکه نفت خام از این آبراه صادر میکند.
سیانان هم در مجموعه گزارشهایی ادعا کرد ایران «کنترل تنگه را از دست داده» و بیش از ۸۰ درصد کشتیها مسیر عمان را انتخاب میکنند اما در همان گزارش پذیرفت که روزانه تنها ۲ تا ۳ فروند نفتکش فوقسنگین (VLCC) از این مسیر عبور میکند.
خبرگزاری فارس در گزارشی به بررسی ادعای این دو رسانه پرداخته و نوشته که آمارهای ارائهشده توسط سیانان و آکسیوس با یکدیگر تناقض دارند.
اکسیوس میگوید هر شب ۱۵ تا ۲۰ نفتکش از کریدور جنوبی عبور میکنند، اما سیانان در همان بازه زمانی میگوید روزانه فقط ۲ تا ۳ فروند VLCC تردد دارند.
این اختلاف ۵ تا ۱۰ برابری در یک بازه زمانی و یک منطقه جغرافیایی، نشان از تناقض جدی دارد. اگر آمار اکسیوس درست باشد، گزارش سیانان قابل قبول نیست و برعکس.
این درحالیست که تصاویر ماهوارهای سار هیچگاه عبور کشتی بزرگ از مریدور عمانی در سه هفته گذشته را تایید نمیکند.
فارس در بخش دیگری از این گزارش نوشته که طبق دادههای مورد اشاره، هماکنون مجموع عبور نفت از هر دو مسیر شمالی (ایران) و جنوبی (عمان) حدود ۵ میلیون بشکه در روز است اما اکسیوس ادعا میکند تنها کریدور جنوبی روزانه ۱۰ میلیون بشکه صادرات دارد.
این رقم یعنی کریدور جنوبی به تنهایی معادل ۵۰ تا ۱۰۰ درصد کل صادرات نفت منطقه در دوران پیش از تنش است.
این ادعا با دادههای شرکت رهگیری کشتیها نظیر Kpler که خود سیانان نیز به آن استناد کرده، همخوانی ندارد.

ماجرای جمع آوری کمک مالی برای پسر و عروس معصومه ابتکار چیست؟

روسیه: در انتظار توضیح آمریکا و ترکیه درباره ارسال سلاح به کییف هستیم - تسنیم

ترامپ به دنبال نامگذاری ناو هواپیمابر آمریکا به نام خودش؟

قالیباف: برقراری امنیت بدون تداوم آن با اقتصاد، پایدار نخواهد بود

ترامپ دوباره مدعی پیروزی شد

